تبليغاتX
مديريت به سبك ايروني

مديريت به سبك ايروني

يه چيزايي در مورد مديريت

انتظارات افراد تیم از شما چیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 11:38 AM  توسط محسن  | 

کدام یک بهتر عمل می کنند؟ تیم های بزرگ / تیم های کوچک؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 11:37 AM  توسط محسن  | 

دموکراسی به سبک عربی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 11:36 AM  توسط محسن  | 

گوسفند نباشیم

اخیرا کتابهایی مد شده که در عنوان آن ها کلمه گوسفند تکرار می شود. شاید منظور نویسنده نادانی همراه با سادگی و یا ناتوانی باشد. هرچه که هست به نظر می رسد کمی هم عنصر نجابت در آن وجود دارد.

واقعا بعضی وقت ها اعضای یک تیم کمی تا قسمتی در نقش گوسفند عمل می کنند ( این اعضا می توانند در هر پست و منصبی باشند) اما چرا؟

فرض کنید شما به عنوان کارمند در تیم یک مدیر کار می کنید و یک دفعه شما در دشت (منظور محیط کار) ول می شوید ، یکه و تنها مثل یک شبان بدون گله . یا اینکه شما مدیر یک سری افراد هستید و یک دفعه از فردای یک روز، یک نفر از افراد تیم یادش می رود که روزی با شما در یک مجموعه کار می کرد. خیلی عجیب هست ولی هست. بعید می دانم در کمتر جایی شبیه جامعه ما تا این حد با قضیه غیر حرفه ای برخورد شود. مثلا در بسیاری از کشورها شما الزاما باید تاییدیه از محل کار قبلی داشته باشید، اما با این وضع ترک کار در کشور ما فکر نمی کنم که نه تنها به شما تاییدیه بدهند بلکه با چوب هم ممکن است دنبالتان بیفتند.

در هر حال گوسفندی دیدن قضایا هم از جمله مشکلاتی است که در سیستم کاری سازمان ها وجود دارد و افراد سازمان با آن دست و پنجه نرم می کنند.

آیا شما هم این مشکل را دارید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 4:57 PM  توسط محسن  | 

ترک کار مجازی

این واژه از جمله اصطلاحاتی است که حتی اگر آن را به همین اسم هم نشناسیم، اما در بسیاری از سازمان ها شاهد وقوع آن هستیم. ترک کار آن هم از نوع مجازی به این معنی است که شما در جایی مشغول هستید اما فکر و ذهن شما در جایی دیگر و در کاری دیگر است.

متاسفانه با پیشرفت تکنولوژی، نیاز به استفاده از قدرت تفکر افراد در هر سازمان هر روز بیشتر و بیشتر می شود و اگر به هر دلیلی شما نتوانید روی قوه تفکر افراد حساب کنید اوضاع خیلی خراب می شود.

به طور خلاصه دلایل این نوع ترک خدمت شامل موارد زیر است:

یکی نبودن اهداف فرد و سازمان، عدم تناسب شغل با فرد، عدم تعریف صحیح  شغل (جذابیت، مهم بودن، داشتن درجات مختلف، ایجاد نکردن حس تبعیض، اثربخش بودن)، سبک مدیریت غلط و عدم ارزیابی عملکرد افراد

برای حل مشکل ترک خدمت مجازی، بهترین اقدام، تغییر در دیدگاه مدیریتی سازمان است و پس از بازنگری در سطوح مدیریت و عالی ، می توان جهت تحول در سطوح پایین تر اقدام کرد.

منبع: فصلنامه بانک صادرات

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 12:3 PM  توسط محسن  | 

بحران

   می توان گفت بحران مرحله ای در یک کار هست که با روش های معمول و قبلی نمی توان آن را گذراند.

این حالت می تواند در اثر عوامل داخلی (مسایل مالی، خصومت های اعضا، مشکلات خرید یا فروش، ایمنی و ...) و یا عوامل خارجی (قوانین، حوادث طبیعی، بازار، رقبا و ..) ایجاد شود.

شاید دلیل عمده ای که باعث می شود سازمان ها دچار بحران شوند این است که می خواهند کارهای همیشگی و قبلی خود را دایم تکرار کنند، بدون آن که آینده نگری داشته باشند.

بسیاری از بحران ها به شکلی تدریجی اتفاق می افتند و به همین دلیل علایم و نشانه های هشدار دهنده ای دارند که در صورت توجه به آن ها می توان اثرات بحران را به حداقل رساند و یا حتی از آن جلوگیری کرد.

برای مدیریت یک بحران، کنترل اطلاعات، ارتباطات، برآورد و زمان بندی بسیار حایز اهمیت هستند.

مدیریت بحران شامل: پیشگیری، آمادگی، مقابله، بازسانی و یادگیری می باشد.

شدت گرفتن شایعه و حدسیات، خسارت، وجود راه حل های معدود، نیاز به واکنش سریع، درگیری مستقیم مدیران ارشد در مشکل از جمله وجوه مشترک بحران ها هستند.

کوته نظری، ناباوری، قبول شکست، وحشت زدگی، مقصر دانستن این و آن و شخصی کردن مشکل از جمله واکنش های منفی درهنگام مواجه با بحران هستند.

منبع:مدیریت بحران-مهندس حمید رضا بابایی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 9:56 PM  توسط محسن  | 

کم کاری - چه بکنیم؟

بهترین راه برای درک نظرات یک نفر صحبت مستقیم با خود طرف است. اگر احساس می کنید عملکرد افرادی در تیم تان ضعیف شده حتما با آن شخص/اشخاص صحبت کنید.

قطعا هر کسی دلیلی برای خوب کار نکردن دارد. پس بشنوید که چرا؟

برای ایجاد انگیزه در تیم تان چه کرده اید. اصلا چرا افراد تیم شما باید بهتر کار کنند؟ برای ماندن در مجموعه؟ برای ارتقای موقعیت شغلی؟ برای کسب محبوبیت؟ برای چه؟ آیا خودتان می دانید که چرا؟

به قول نویسنده وبلاگ  http://astronsolutionsworldofhr.blogspot.com  آيا افراد شما اين شعار را مي دانند؟

We're doing well....HIRE!
We're doing poorly...FIRE!
We're doing well again...REHIRE! 

خود شما آیا به افراد تیم تان انرژی می دهید؟ آن ها را تشویق می کنید؟ اگر کاری را خوب انجام دادند به آن ها این مساله را می گویید یا اینکه فکر می کنید که "خب وظیفه شان بوده"!

آیا برای ضعیف ترین افراد که موجب تخریب افکار بقیه می شوند تا به حال کاری کرده اید؟ چند نفر به خاطر اهمال توبیخ شفاهی یا کتبی شده اند؟ آیا تا به حال کسی را به خاطر این مساله اخراج کرده اید؟

این ها یک سری از مسایلی است که اگر می خواهید تیم شما بهتر عمل کنند مجبورید که انجام دهید.

 

موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 10:25 PM  توسط محسن  | 

وقتي كارمندان كم كاري مي كنند!!

پديده كم كاري يا از زير كار در رفتن، اين روزها در مملكت امري رايج و شايد بتوان گفت كاملا مرسوم هست.

متاسفانه نبود ثبات در سيستم اقتصادي و تغيير دايمي سياست هاي كلان اقتصادي يكي از اصلي ترين عوامل اين پديده شوم است.

كم كاري افراد يك تيم دلايل متعددي دارد كه سعي مي كنم به چند مورد (از ديدگاه خودم) اشاره كنم:

·         وقتي كارمند شما فقط يك كارمند است!! به اين معني كه كارمندان و پرسنل هيچ هدف و آينده اي براي خود متصور نيستند. كارمندان دولتي نمونه كاملي از اين دست هستند. عمده آن ها كار مي كنند كه فقط آب باريكه اي داشته باشند و بس.

·         وقتي كار دلخواه شان را انجام نمي دهند. براي مثال شما در رشته الهيات تحصيل كرده ايد و الان به دلايلي در شهرداري فلان شهر يا منطقه امور عمراني را پيگيري مي كني (باور بفرماييد عين واقعيت هست)!! يا اينكه ليسانس فلان رشته را داري و به اجبار آمده اي و منشي گري مي كني.

·         وقتي محيط كاري مناسب نيست. مثلا شما شخصا طالب يك محيط آرام هستي اما دور و برت پر از سر و صداست، يا اينكه از محيط شلوغ و اكتيو خوشت مياد اما همكارانت بي سر و صدا هستند و اصلا حال هيچ كار تيمي را ندارند. ن

·         و قتي مشكل دارند. قطعا تمام مشكلات يك كارمند، مشكلات كاري نيست و هر كسي داراي مشكلات شخصي و خانوادگي نيز هست.

اگر مي خواهيد اين مشكل – يعني كم كاري- را به حداقل برسانيد، لازم است كه مجموعه اي از اقدامات را انجام دهيد تا مسايل فوق به حداقل برسند. البته فراموش نكنيم كه ممكن است قد كاركنان ما از قد سازمان بالاتر رفته باشد كه در اين موقع راه حلي جز خداحافظي وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 12:17 PM  توسط محسن  | 

چون من ... هستم!!

احتمالا برای شما هم پیش آمده که جملاتی شبیه : چون من مدیر هستم – چون من پدر هستم – چون من مالک هستم – چون من ...  هستم، را به فرد دیگری یا جمع دیگری بگویید.

به نظر می رسد این نوع جملات در زمانی که ما در منگنه قرار می گیریم و برای تمام کردن بحث گفته می شود و معنی آن این است که در هر شرایطی نظرتان عوض نمی شود. تنها مشکل این نوع برخورد و جملات این است که مانند یک مسکن فوری ممکن است عمل کند اما قطعا نمی تواند راه حل نهایی مساله باشد و بعضا شما را در شرایط دیگری دچار مشکلات بیشتر خواهد کرد.

مثلا اگر در جمع کارمندان خودتان این نوع جملات را به کار ببرید ، برای آن ها به مثابه این است که مجموعه ای که در آن مشغول هستند به شکلی مستبدانه توسط شما مدیریت می شود و این خود باعث حرکات زیر زمینی و ایجاد روحیه بدگویی و غیبت در بین تیم می شود.

در هر حال اگر کمی افق دید خود را گسترش بدهیم و برای مسایل، راه حل های  بلند مدت را مد نظر داشته باشیم، می توانیم امیدوار باشیم که دست کم از این لحاظ ضربه نمی خوریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 11:29 AM  توسط محسن  | 

نگرش نيروي كار ايراني به كار

در يكي از دوره هاي كارآفريني دانشگاه تهران مطالبي در خصوص "عواملي كه مانع ايجاد نگرش مثبت به كسب و كار در ايران شده است" آمده بود كه بد نديدم به آن ها اشاره كنم.

·         علاقه به ثروتهاي بادآورده در برخي افراد

·         استقبال اكثريت نيروي كار از تعطيلات (نداشتن رضايت از كار و كار كردن از روي ناچاري)

·         بهره وري پايين نيروي كار (كمتر از يك ساعت در هر روز كاري)

·         تمايل به مشاغل واسطه گري و دلالي

·         بي توجهي به ارزش وقت و زمان

·         اهل حساب و آمار نبودن

·         مسخره شمردن فضيلت و شايستگي براي ترقي اجتماعي و اقتصادي

·         فرهنگ كار نكردن و مزد خواستن

·         اعتقاد كم به نظام اجتماعي و كاركردهاي آن و انتظار چاره جويي از آن نداشتن

·         عدم توجه به حقوق طبيعي و مدني و اجتماعي خود و فقدان درك صحيح از آن

·         انتظار عوض داشتن از ارباب رجوع درقبال انجام هر كاري در سازمان

·         غم آينده نداشتن و افسوس خوردن بر گذشته به جاي درس آموزي از آن

·         دگرگون جلوه دادن واقعيات به نفغ خود و دورويي و تظاهر

·         روحيه سازگاري و بردباري انفعالي و عدم تمايل به كسب و كار مداوم و پيوسته

واقعا ريشه اين همه مشكل و كمپلكس در روابط كاري ما چيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 1:53 PM  توسط محسن  |